بایگانی برچسب: s

رمان اسارت عشق/پارت نوزده

طبق معمول دود ونوشیدنی هاشون به راه بود جمعیت زیادی تو نور کم میرقصیدن راستین که با دیدن مردی همسن خودش به سمتش رفت و ارازم دستمو محکم گرفته بود که از بین جمعیت رد شدیم وبه انتها و خلوت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رمان اسارت عشق/پارت هفده

دوباره بازومو چنگ زد وگرفت همینطور که میکشید گفت -یه تنبیهی نشونت بدم که دیگه حرف هام تو کلت موندگار که هیچ اصلا حک بشه !!! -من باتو نمیام اراز ولم کن! -عه مگه دست خودته … توی همین کشمکش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رمان اسارت عشق/پارت پانزده

ارازم از فرصت استفاده کرد وبه عقب هلش داد با ناباوری همش زیر لب تکرار میکرد: -خواهر ؟!‌ …خواهر؟! چه طور امکان داره ؟! یهو به سمتم پا تیز کرد و توی یک قدمیم بود که توسط اراز مهار شد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , | ۱ دیدگاه

رمان اسارت عشق/پارت چهارده

تقریبا از حرفاش قانع شدم ولی این بغض لعنتی ول کن نبود همشم واسه این بود که حس میکردم اراز واسه انتقام باهام رابطه برقرار کرد نه از دوست داشتن و بار ها کلمه ی انتقام رو برام تکرار کرده … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , , , | ۱ دیدگاه

رمان اسارت عشق/پارت دوازده

استرس کل وجودمو پر کرده بود امروز درست روزی بود که من به گفته ی اراز واسه فراز میشدم یه گوشه ی تخت نشسته بودمو حرصمو سر ناخن هام خالی میکردم چند باری عرض وطول اتاق رو طی کردم باز … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رمان اسارت عشق/پارت یازده

با ترس سرمو بالا پایین کردم که میزو دور زد و درحالی که یه پاشو روی صندلیم گذاشته بود روی زانوهاش خم شد وکنار گوشم گفت -حالا حرف اراز خان و زمین میندازی ؟! میخوای یه چشمه از کارامو بهت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , | 2 دیدگاه

رمان اسارت عشق/پارت ده

شب از نیمه هم گذشته بود وهیچ خبری از اراز نداشتم از هر محافظی هم میپرسیدم جواب سربالا میشنیدم …تا اینکه توی راهرو بردیا رو دیدم با خوشحالی به طرفش پا تیز کردم که سرشو به طرف دیگه چرخوند پسره … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , , | 2 دیدگاه

رمان اسارت عشق/پارت هشت

روی زمین ولو شدم که یهو دستی زیر پاهام رفت واز روی زمین کنده شدم چشمای نیمه بازمو چرخوندم وبا دیدن اراز لبخند کم جونی زدم که بلافاصله سرمو به سینه اش چسبوند وباز منو تو دنیای خودش غرق کرد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , , | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رمان اسارت عشق/پارت هفت

باشه ی ارومی گفتم که نزدیک تر شد با ورود حجم زیاد نور از پنجره سایه ی هیکل درشتش روم افتاد چشماشو ریز کرد وگفت -چی ؟! نشنیدم !! دوباره میگی؟!

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , | ۱ دیدگاه

رمان اسارت عشق/پارت شش

-شانس اوردی !! اگه دیر جنبیده بودم الان اون دنیا بودی !! با گوله ای که به گوشه ی ستون خورد سریع فاصله شو باهام تموم کرد و دستشو دور کمرم حلقه کرد وبا دست دیگش با تفنگش هدف میگرفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در رمان آنلاین, رمان اسارت عشق | برچسب‌شده , , | دیدگاه‌تان را بنویسید: